بیا با دستهای هم پل ببندیم که ردشه قاصد از رودخونه هامون
سخن از پیچ پیچ ترسانی در ظلمت نیست سخن از روز است و پنجره های باز و هوای تازه و اجاقی که در ان اشیای بیهوده میسوزند و زمینی که ز کشتی دیگر باور است و تولد و تکامل و غرور سخن از دستان عاشق ماست که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم بر فراز شب ها ساخته اند به چمنزار بیا...به چمنزار بزرگ و صدایم کن،از پشت نفس های گل ابریشم ________________________ خوشحال میشم اگه با نظراتتون منو در هرچه بتهر شدن وبلاگ یاری کنید قربان شما: فرناز گوگولی
به همه ی مسیحیای خوب کشورمون که من خیلی براشون احترام قائلم تعطیلات کریسمس رو تبریک میگم(البته تو کشور خومون نداریم)ولی به هر حال عیدتون رو پیشاپیش تبریک میگم...امروز تولد حضرت مسیح بود...تولدش مبارک