بازم تابستون از راه رسيد و مشکل خونه ي ما 6 برابر شد
گوشه ي اتاق کوچيکمون نشستم و با قلمم ور ميرم اما نميتونم براي نوشتن داستانم حواسمو جمع کنم
صداي کولر کهنه و قراضمون که مثل صداي حرکت قطار گوش رو آزار ميده بابا هم که مثل بابا برقي همه ي لامپ هاي به اصطلاح اضافي خونرو خاموش کرده که بتونه اخر ماه از عهده ي هزينه ي برق بربياد
حالا صداي کولر و تاريکي از يک طرف صداي جيغ و فرياد خواهر و برادرم از طرف ديگه اعصابمو بهم ريخته
اونا به خاطر تقسيم قرص ويتامين c دعواشون شده اخه امروز بابا جاي ميوه چند بسته قرص ويتامين خريده و با ناراحتي به خونه برگشته
نميدونيد چقدر بعض تو گلوش بود وقتي تعريف ميکرد که علي داداش کوچيکم ميون بازار داد ميزده که بابا از اين گوجه کوچولو هام برام ميخري؟
وبابا وقتي فهميد که منظورش از گوجه کوچيک گيلاس بوده که البته قيمت مبارکشم کيلويي 2500 تومنه به هر طريقي که بوده برادرم رو راضي کرده و گفته که خوردن اين جور ميوه ها با معده ي ما سازگار نيست و اگه بخوري سر و کارت با دکتر و آمپوله...
اونم از ترس قالب تهي کرده ولي بعد گير داده که موز ميخوام و بابام با يه ادامس موزي سر و ته قضيه رو هم اورده و اخر سر با چن تا قرص ويتامين c و عصاره ي کالينابلانکا به جاي مرغ و ميوه به خونه برگشته
قلم و کاغذم رو ور ميدارم و ميرم يه گوشه اي از اتاق که نور نسبتا بيشتري داره ميشينم
صداي ننه و بي بي از اون ور اتاق مياد که دارن درد دل ميکنن بي اختيار به حرفاشون گوش ميدم
بي بي:سوپر شير يارانه اي اورده دو تا پاکت براتون خريدم تا بتوني ماست درست کني با اب خالي که نميشه شکم بچه هارو سير کرد
راستي اسم از اب اومد...اب محلمون امروز قطع بود. ننه با اوقات تلخي ميگه:
همينو کم داشتيم اگه اب قطع بشه همين غذاي ابکي هم نميتونم به بچه ها بدم
چند روز قبل دکتر ميگفت خانم بچتون ضعيفه و بايد بهش گوشت و مرغ و ماهي و... بدي
منم با مسخره گفتم:اينهارو که گفتيد قبل غذا بدم يا بعد غذا؟
در همين حين چشم بي بي که ضعيفم بود از تاريکي به من زل زد و گفت:
بچه جون نوشتنم شد کار؟ پاشو برو دنبال يه کار ابرومند تا بتوني واسه ننه و بابات کمک خرجي باشي
با عصبانيت قلم و کاغذم رو برميدارم و ميرم يه جاي خلوت تر بشينم
من اصلا شانس ندارم
بي بي در حالت عادي تريلي رو ژيان ميبينه ولي نوبت من که ميشه چشاش مثل تلسکوپه!
(اين داستان واقعي نيست اما در واقعیت این داستان هست!!!!!!)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصلا امروز حوصله ندارم
گفتم یه سر به نت بزنم...یه اپی بکنم و.....
برای اینکه اعصابم راحت تر بشه و هم برای تنوع....
بهتره به سراغ يکي از شعراي مورد علاقم برم...
کتاب اتفاق اخر
نوشته ي منوچهر اتشي
شعر الله گفت برهما گفت ماهم...
براي هزارمين بار اين قسمتشو ميخونم:
آنگاه
الف که الله است اگر آدم هم باشد اگر انجير هم...
لابد
انجير عشق به تعداد دانه هايش تواند بود
ضرب در تمامي انجير هاي تماي درخت هاي تمامي دنياي...
ضرب در تمامي آدم هاي تمامي...
آنگاه ما/به تعداد تمامي اين تمامي ها
الله آدم و عشق خواهيم داشت
_برهما گفت
اري اما
بگذار تا فرود اييم از کلمات
بگذار تا صعود کنيم در عشق
.....
سوار اگر ميخواهي بشوي
هشدار :
پا بر عشق مگذار
در عشق بگذار
برهما گفت
ماهم گفتيم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الله گفت برهما گفت ماهم:
الف لام ميم
_الله گفت
.....
پيش از کلمات آري حروف برازنده ي پندار ماست
...
مگر نه هر حرف کلمه اي است
وهر کلمه
ضرب در حروفش هزارها و هزاره ها حرف؟
...
اگر الف اغاز باشد
الله خواهد امد
انگاه ادم خواهد امد و ...
لابد برهنگي خود را لباس خواهد خواست
و
از مرگ
تا هرکجا که تواند
اعراض خواهد کرد
حق است مرگ
_الله گفت.
اما...اري
اينگونه
از ابتداي بي ابتدا
تا انتهاي بي انتها ميتواني
اسرار کشف کني
از حرف ها...
وقتي که تشنه شدي
انقدر بي هوا آ آ آ کردي
تا ب برامد از بسم الله که بفرما
يا
وقتي که به ب رسيدي و گرسنه شدي
انقدر با با با کردي
تا بابا رسيد و نان اورد
انگاه
اموختي که بگويي و گفتي بابا
اما...
اري
پيش از کلمات
حروف برازنده ي اوهام ماست
.....
کلمه اگر لباس باشد لام برگ انجير است
(انجير خودش لابد عشق است در بطن قند خودش)
اگر لباس يعني برهنگي باشد
برگ انجير بيش از انجير
راز برزرگ خطرناک برهنگي عشق است
خود را بپوش
_الله گفت.
انگاه
الف که الله است اگر آدم هم باشد اگر انجير هم...
لابد
انجير عشق به تعداد دانه هايش تواند بود
ضرب در تمامي انجير هاي تماي درخت هاي تمامي دنياي...
ضرب در تمامي آدم هاي تمامي...
آنگاه ما/به تعداد تمامي اين تمامي ها
الله آدم و عشق خواهيم داشت
_برهما گفت
اري اما
بگذار تا فرود اييم از کلمات
بگذار تا صعود کنيم در عشق
.....
سوار اگر ميخواهي بشوي
هشدار :
پا بر عشق مگذار
در عشق بگذار
برهما گفت
ماهم گفتيم.
مصاحبه با فرزاد فرزین(ارجینال)درخواستی

قالب وبلاگ رو عوض کردم قبلی مشکل داشت
امیدوارم این یکی خوب باشه و مورد پسندتون واقع بشه
اگه دوست نداشتینش بهم اطلاع بدین
موفق باشین
یاعلی