بیا با دستهای هم پل ببندیم که ردشه قاصد از رودخونه هامون
سخن از پیچ پیچ ترسانی در ظلمت نیست سخن از روز است و پنجره های باز و هوای تازه و اجاقی که در ان اشیای بیهوده میسوزند و زمینی که ز کشتی دیگر باور است و تولد و تکامل و غرور سخن از دستان عاشق ماست که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم بر فراز شب ها ساخته اند به چمنزار بیا...به چمنزار بزرگ و صدایم کن،از پشت نفس های گل ابریشم ________________________ خوشحال میشم اگه با نظراتتون منو در هرچه بتهر شدن وبلاگ یاری کنید قربان شما: فرناز گوگولی
سلام امروز تولدمه تبریک بگین....تبریک........ فکر کنم این سومین سالیه که در حضور شما عزیزان تولدم رو جشن میگیرم... چه خاطره ها دارم من با این وبلاگ وبلاگی که اول اسمش توپ بود و بعد به پنجره ای رو به امید تغییر کرد منم همراه این وبلاگ رشد کردم و بزرگ شدم و عوض شدم و .... از تمامی شما دوستان دنیای مجازی ممنونم به خاطر حمایت هاتون و اینکه هیچ وقت تنهام نذاشتین به هر حال تولد در الویته تولدم مبارک ....دلم شاد و لبم خوش چون گل پر خنده باشم برم شمع هامو فوت کنم که صدسال زنده باشم . . . . یا به قول دوستام: متولد ماه دی و رو دست نداره (فرناز) ...
و همین طور کریسمس مبارک
فرا رسیدن ماه محرم رو هم به همه شیعه ها تسلیت میگم خدا "بزار اسمون بباره....زنده کن تاج ترانه" موفق باشین(اگه خواستین تبریک بگین توی پست قبلی!) بای